سفري كوتاه به برره
از اونجايي كه اصفهان برفي به خودش نمي بينه و دلمون لك زده بود واسه ديدن برف و هوايي پاكيزه هوس برف بازي به سرمون زد و جمعه خانوادگي يه سر به برره رفتيم يك ساعتيرو تو راه بوديم تا اينكه به گدار رسيديم هوا بس نا جوانمردانه سرد بود ولي ديدن طبيعت برفي و كوههاي از برف پوشيده ي برره مارو به وجد اورد بين راه يه توقف كوچيكي داشتيم براي مدت كوتاهي بابايي و آجي با هم برف بازي كردند ومن كه سرماي بيرونو حس كرده بودم از ماشين پياده نشدم چون پياده شدن هماناوزير برف رفتن همانا روي گردنه ي گدار ايستاديم تا دوسه تايي عكس بگيريم ازدور گله گوسفندي رو ديديم سگها از دور شروع به دويدن طرف ماشين كردن و پوريا حساب...
نویسنده :
مامان پوریا
11:39







