اولين نماز فرشته ي مامان
♣ دخترم ♣
امروزوقتي چادر نمازت را به رخ مي كشيدي
آنگاه كه گونه هايت سرخ مي شد از شرم و حيا

آنگاه كه به سجده معبود سر به آستانش مي گذاشتي

اشك شوق چشمانم را درمي نورديد
و تو چه زيبا مي شدي در چشمانم
و چه مهربان بود آن نگاه زيبايت

امروزوقتي كه زير لب سخن از عشق مي گفتي
و يگانگيش را با زبان كودكانه ات شكر مي گفتي
آنگاه كه خداوند را باچشمان معصومانه ات مي خواندي
آنگاه كه لبهاي زيبايت كريمانه سپاس مي گفت دلم لرزيد

دوست دارم دوست باشم
با خداي مهربان
دست هايم را بگيرم
رو به سوي آسمان
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولين نماز فرشته ي مامان
