شعر براي مادر بزرگ
پوريا جونم نني رو خيلي دوست داره
♥ يه شعر واسش ميخونه♥
مادربزرگ وقتي اومد خسته بود
چارقدش و دور سرش بسته بود
صداي كفشش كه اومد دويدم
دور گلاي دامنش پريدم
بوسه زدم رو پاهاش
تموم شدن خستگي ياش
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شعر براي مادر بزرگ 
