پورياپوريا، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره

پوریا پهلوووون کوچولو

اينم مباساي عيدگل پسل

  كلاه سليقه ي اجي بلوز شلوار سليقه ي ماماني و كفش هم سليقه ي بابايي حالا سليقه ي كدوممون بهتره؟ معلومه ديگه من ...! قيمت ها: كلاه 12000 بلوز شلوار مارك تو بويز 48000 وكفش 16000 با چند دست لباس تو خونه و يدونه سويشرت كلي بابايي تو خرج افتاد مباركت باشه گل پسري ...
16 اسفند 1390

از كوزه همان برون تراود كه در اوست

ب د اصلِ گدا چو خواجه گردد نه نکوست / مغرور شود ، نداند از دشمن دوست  گر دایره کوزه ز گوهر سازند/ از کوزه همان برون تراود که دروست سلام گلم ديروز براي خريد كفش بچه ها به خيابون سپه رفتيم  بعد از خريد توي پاساژ گفت وگويي توجه منو به خودش جلب كردديدم مردجووني  سر به سر يه پيرمرد كهنه پوش بدبخت ميزاره كه نگهبان سرويس هاي بهداشتي داخل پاساژه  اون جوون با غرور زياد پير مردرو مسخره ميكرد و مي خنديد تا توجه اطرافيانو به خودش جلب كنه من كه از گوشه چشم نگاهشون ميكردم دلم واسه ي پيرمرد سوخت چقدر بعضي ها ....! اون جوون  به پيرمرد ميگفت كه بيا چشم بسته پولامونو عوض بدل ك...
15 اسفند 1390

كارنامه

امروز رفتم كارنامه خانومي رو گرفتم ديدم نمره هاش از دم صفرن خيلي خوشحال شدم اخه من صفرو خيلي دوست دارم يادم مياد زماني كه دانش اموز بودم هميشه شاگرد اول كلاس مي شدم  ونمره هام هميشه 20 بودن گاهي اوقات خسته ميشدم تو برگه امتحان عمدا يكي دو سوالو اشتباه جواب ميدادم كه نمرم 18 بشه  علاقه خاصي به نمره 18 داشتم ولي از 19 خوشم نمي اومد نميدونم چرا ولي معلممون متوجه ميشد كه كلك زدم !!! از شوخي گذشته دخترم شاگرد ممتاز شده و همه ي نمره هاش خيلي خوبند  ممنون عزيزم  تو هم دختر همون ماماني ديگه!!دوست دارم عزيزم مباركه اينم كارنامه ي خانومي ...
10 اسفند 1390

خونه تكوني دلها

یک سال!! وای چه زود رفت برای من یکی که خیلی زود گذشت سالهای عمرمون مثل برق وباد میگذرند  ولی آیا قدر این روزای عمرمون رو می دونیم؟  آیا تو این روزا می فهمیم که از زندگی چی می خوایم؟یعنی چی باید بخوایم؟تو این سال چند تا دلو شکستیم؟چند تا دلو به دست آوردیم؟  ولی ای کاش بفهمیم که واسه چی به دنیا اومدیم  ای کاش روزی بفهمیمو خودمونو پیدا کنیم که زیاد دیر نشده باشه  خدا جون خودت کمکمون کن.سال ٩٠هم با تموم فراز و نشیب هاش گذشت.  این روزهای آخر هم می گذرند و به سالی نو می رسیم.  بهار یه فصل سبزه که ما رو به نشاط و شکفتن دعوت ...
10 اسفند 1390

كارها تمومي ندارن...

سلام گلكم خداجونم هر چي كار مي كنم كارهام تموم نميشن خسته شدم عزيزم پس اين عيد كي مياد هر چي جلوتر ميريم كارها بيشتر ميشن شايد از اينكه زود شروع كردم به نظر طولاني مياد ديروز رفتيم ابن سينا واسه خريد پرده هاي برره  هوا خوب بود بازار هم شلوغ پلوغ  واسه بابايي هم كت و شلواري خريديم ماماني هم سر خريدي كت ودامني برداشت مباركم باشه ديگه ! از ديشب هم سرفه هات بيشتر شدن چون روز قبل يكم سرفه ميكردي و يه كوچولو سرما خورده بودي من كه اصلا خوابم نبرد ديگه طرفاي صبح اروم گرفتي كه پاشدم اجيرو فرستادم مدرسه بابايي هم دوباره رفت دنبال كارهاششش.... هنوز كارهاي نيمه تموم زيادي دارم ولي نميدونم چرا امسال انرژي ندارم واسه كارها&...
10 اسفند 1390

كار امروز به فردا

بازم سلام سلاماي ما هم تمومي نداره چه اشكال داره سلام سلامتي مياره جونم واست بگه كه هنوز بابايي نيمده و ما همچنان تنهاييم ولي دايي اينا از تهران اومدن ومارو غافلگير كردند الانم از پيش ما رفتن خونه مامان بزرگ اخه مخشونو زديم گل پسرشونو ختنه كننداخه ميگن پسرمون تازه3 ماهشه دل ندارن كه بعضي ها ها ها!!!   گل پسر مامانو  تو بيمارستان سعدي  روز تولدش ختنه كرديم البته بدون اذن پدر جونش با خاله فاطمه آستكي  اخه چقدر بابايي دلش واست ميسوخت من كه خودم خيلي درد داشتم ونمي فهميدم دورو اطراف چي ميگذره ولي الان خيلي خوشحالم چون نبايد كار امروز رو به فردا انداخت  بخصوص اين كاررو ولي هنوز جشنتو (جشن ختنه سرور)نگ...
8 اسفند 1390

شق القمر!

سلام ديشب عمو  دو قلوها اومدن خونمون وبه بچه ها خيلي خوش گذشت پوريا خان واسه اولين بار بدون هيچ نق و نوقي خوابيد چون شبا موقع خواب با كلي لالايي خوندن و تاب تاب كردن خوابش ميبرد ولي ديشب از پا قدم عموها خودش تنهايي خوابش برد شق القمر كرده ديگه! اينم عكس گلم تو خواب ناز   ...
7 اسفند 1390

نيلوفر تكوني

سلام به همه  از صبح بابايي از اداره مرخصي گرفت  تا بره به كاراي ساختمون برسه قبلا ازش حرفي نزده بودم چون موقتا تعطيل شده بود به خاطر سرما وكولاك برره برره سرزمين ابا اجداديه بابايي اونجارو خيلي شديد دوست داره يه ويلاي كوچولوداره ميسازه داره كاراشو رديف مي كنه واسه عيد نوروز كه بچه ها امسالو راحت باشن وبهشون خوش بگذره اونجا بسيار خوش اب و هوا و خوش منظره هستش  مخصوصا بهار و تابستونش  امروز خونه تكوني رو شروع كردم اول از همه اتاق نيلو فر جونمو تكوندم نزديك ظهر بود كه نني زنگ زد و گفت دايي اينااز تهران اومدن خيلي خوشحال شديم و تا الان نتونستيم بريم بديدنشون چون كارا حسابي قاطي پاتي شده بو...
5 اسفند 1390

جشن نيلوفري(تقديم به نيلوفر مامان)

ششم تیرماه جشن نیلوفر روز ششم تیرماه هنگام جشنی است به نام «نیلوفر» که امروزه بسیار ناشناخته است و شاید به مناسبت شکوفا شدن گل­های نیلوفر در آغازین روزهای تابستان باشد. «ابوریحان بیرونی» از آن به نام جشنی تازه نام برده است و «خلف تبریزی» در برهان قاطع روز برگزاری این جشن را هفتم و یا هشتم مرداد ماه بر می­شمارد نیلوفر را مظهر گذشته و حال و آینده می‌دانند،، زیرا گیاهی است که در یک زمان، غنچه می‌دهد، گل می‌کند و دانه می‌دهد. نيلوفر نماد کمال است. زيرا برگ‌ها گل‌ها و ميوه اش دايره اي شکلند. و دايره خود از اين جهت که کامل‌ترين شکل است نماد کمال ب...
4 اسفند 1390